الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
15
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
پس چه بايد كرد و چه بايد گفت و نوشت ؟ آيا نبايد قلم به دست گرفت و زبان باز كرد و سخنى گفت چون مقال و كلامى درخور اين موقف متعالى نيست ، يا اينكه بايد گفت و نوشت و در زمره و گروه خريداران يوسف نشست پس شايسته آن است كه هر كس به گمان خود قطرهاى از اين اقيانوس بيكران بردارد يا دانهاى از اين خرمن بىحدّ و حصر برگيرد و آن را در معرض نظر ديگران قرار دهد تا با بررسى آن ، از آن استفاده نموده و بهرهمند شوند . بالأخره آنان كه در نهجالبلاغه مطالعه و مراجعه دارند ، آشنايى و ارتباطى با اين كتاب عظيم پيدا كردهاند كه ديگران ندارند . پس آيا بهتر نيست همين آشنايى و ارتباطى را كه در حدّ معرفت و سرمايهء علمى خودشان حاصل كردهاند ، در اختيار ديگران بگذارند تا آنان نيز معلومات و تحقيقات خود را بر آن بيفزايند و به طور جمعى و با همكارى يكديگر به سوى مقاصد نهجالبلاغه سفر كنند ؟ يقيناً اين بهتر است . بنابراين ، اين ناچيز نيز به خود جرأت داد و از خداوند تعالى استخاره نمود و از موقع رفيع ولايت حضرت مولى عليه السلام ، ضمن عرض معذرتهاى شايان ، استجازه كرد كه موروار ، رانِ ملخى را به درگاهِ چاكرانِ آن سليمانِ مُلك ولايت هديه نمايد و « ان الهدايا على مقدار مهديها » . چرا بحث الهيّات را انتخاب كردم البتّه از ميان بحثهايى كه مطرح شده بود ، مباحث متعدّدى با اشتغالات فعلى اينجانب و تحقيقاتى كه در آن رشتهها دارم ، مناسبتر بود و چه بسا آن مباحث را جامعتر و كاملتر مىنگاشتم چرا كه در آن زمينهها نوشتههايى دارم ، ولى چون آن مباحث را قبلًا انتخاب كرده بودند ، من بحث « الهيّات در نهجالبلاغه » را با اينكه اهميّت آن از تمام مباحث بيشتر ، و احتمال اشتباه و خطا